جاری شدن قرآن در متن زندگی نوجوان کازرونی


به گزارش خبرگزاری فارس از کازرون، دنیا چقدر زیبا می شود وقتی که معطر به شکوفه های بهاری باشد و مزین به آیات نورانی کلام‌ حق.

باغ زندگی و جهانمان‌ را با پرورش چنین شکوفه هایی زیبا و عطرآگین سازیم.

علیرضا زبردست یکی از این شکوفه هاست که با حفظ آیات قرانی، گام در مسیر نورانی و طولانی معنویات نهاده است. 

4 سالگی برای هر کودکی دوران‌ آزادی مطلق و اوج شکوفایی  شیطنت و بازیگوشی است.

معمولا کودکان در این سن بیشتر از هر چیزی به فکر بازی و سرگرمی هستند.

اما اگر خوا‌سته یا ناخواسته در مسیری دیگر قرار بگیرند که کاملا با این‌ مسیر متمایز است، شرایطی سخت و کاملا خاص را می طلبد.

کودکان‌ و نوجوانان موفق قطعا حامی و پشتیبانی با پشتکار و حوصله دارند که جایگاهشان بسیار مهم‌ و مقدس است.

علیرضا نیز سعادت سایه مادری فداکار را بر سر دارد که مایه مباهات و خوشحالی است و برای مادران‌ ایران‌ زمین الگو و نماد زنی به معنای واقعی مادر است.

با قهرمان داستانمان به گفتگو می نشینیم.

نامش علیرضا است، بسیار شیرین سخن می گوید، از ۴ سالگی در مسیر نور و هدایت قرآن قرار گرفته است،  اکنون‌ ۱۰ سال سن دارد و حافط کل قرآن است.

معمولا او را با لباس شخصیتی کت و شلوار می بینیم، کاملا  تیپ و ژست بچه مومن در او مشخص است.

چندی پیش علیرضا را در شبکه استانی فارس دیدم، خیلی خوشحال شدم‌ و خداوند را سپاس گفتم‌ که باید مفتخر به وجود چنین عزیزانی باشیم.

گل پسری مودب و شیرین زبان که وجودش منور به آیات دلنشین‌ کلام‌ حق است.

از او می خواهم‌ که خودش را معرفی کند.

 علیرضا زبر دست هستم ۱۰ ساله از جهرم که با افتخار حافظ کل قرآن ‌می باشم.

علیرضا جان کی به قرآن‌ علاقمند شدید؟

از همان‌ روزهای کودکی با پدربزرگم به جلسات قرآنی و مساجد می رفتم و از همان‌ موقع علاقمند شدم‌ و قرآن‌ خواندن را دوست داشتم، الان هم‌ عضو پایگاه مسجد امام‌حسین ( ع ) هستم.

از کی خواندن‌ قرآن را به جد شروع کردی ؟

 از  ۴ سالگی آشنا شدم و از ۵ سالگی که پیش دبستانی بودم، روخوانی قرآن را شروع کردم‌ اما بعد فهمیدیم‌ در حفظ آیات نیز استعداد خوبی دارم، به همین دلیل در کلاس قرآن‌ ثبت نام‌ کردم و خواندن و حفظ قران را به صورت جدی شروع کردم، خواندن‌ قران به من‌ حس و حال خوبی می داد.

از حس خوب گفتی ، چه حس و حالی هنگام‌ خواندن قران‌ داشتید و دارید ؟

حس خوب، آرامش، سبک بودن.

قرآن‌ خواندن باعث می شود به طرف کارهای بد نرویم، به خدای خودمان‌ نزدیک‌تر باشیم، فرصت های خوبمان‌ را از دست ندهیم‌، من‌ در این‌ مدت شرایط حضور ویروس بدکرونا کمتر دور گوشی می رفتم‌ و به جای اینکه وقتم‌ را صرف گوشی موبایل و چرخیدن در فضای مجازی کنم‌ قرآن‌ می خواندم.

قران‌ خواندن بهترین‌ حس دنیا است انشاالله همه بچه ها این‌حس را تجربه کنند.

فکر می کنی قرآن‌ چه کمکی به تو در زندگی می کند؟

همان‌ موقع که شروع به حفظ کردم‌ فهمیدم‌ قران‌ خیلی کمکم‌ می کند.

واقعا قرآن‌ معجزه می کند، وقتی با قرآن‌ باشی هرگز سمت کارهای بد نخواهی رفت، قرآن‌ حتما کمک‌ می کند تا به آرزوهایم‌ برسم.

آرزوهایت‌ چیست؟

 آرزو همان دعاست. از خداوند سلامتی امام‌ زمان‌ را می خواهم‌ و خوشحالی و سلامتی همه بچه های دنیا، آرزوی من این‌ است که رهبرم را از نزدیک ببینم.

چه صحبتی با هم سن و سال های خودت داری؟

به همه بچه ها می گویم‌ که قرآن بخوانند و در مسیر نور قرآن‌ قرار بگیرند تا سراغ کارهای بد نروند، دنبال علایق و آرزوهایشان باشند، هیچ چیزی غیر ممکن‌ نیست.

تا به حال اسم سردار سلیمانی را شنیده ای؟

بله من سردار دلها را خیلی دوست دارم‌ چون او در دل ما است.

من‌ به نظام اسلامی وفادارم، سردار سلیمانی را به عنوان‌ نماد خوبی و انسانیت دوست دارم او بچه ها را دوست داشت و نمی گذاشت کسی آن ها را اذیت کند.

سردار سلیمانی حامی و پناه کودکان مظلوم در منطقه بود، او خوشحال می شود که کودکی در مسیر قرآن حرکت کند، امیدوارم‌ که از من هم‌ راضی باشد.

با مادر علیرضا هم‌ کلام‌ می شوم‌، وی تربیت یافته در خانواده ای مذهبی و قرآنی است.

پدر وی علیرضا را با خودش به جلسات قرانی می برده و همین مهم‌ باعث علاقه در وجود قهرمان داستان‌ ما ‌می شود.

مادر علیرضا مربی مهدکودک بوده است اما همزمان با تولد علیرضا کارش را رها کرده و ترجیح می دهد در خانه کنار فرزندش وقت بگذراند.

او روزهای سختی را سپری کرده است و کوله باری از تجربه های فراوان برای راهنمایی و به موفقیت رساندن فرزند دومش دارد.

مادر علیرضا می گوید :  این جمله که بعد از هر سختی راحتی وجود دارد، همیشه در ذهنم بود و مطمئن بودم روزی تمام‌ تلاش های من و فرزندم نتیجه خوبی خواهد داد به خاطر همین هرگز خسته نمی شدیم

لطفا خودتان را معرفی کنید و بگویید از چه زمانی علیرضا را در این‌ مسیر قرار دادید و چه شد ؟

علیرضا همان طور که خودش گفت، علاقه اش به قرآن از همان‌ دوران کودکی که خیلی کوچک بود و با پدرم به محافل انس با قرآن، جلسات قرانی و مساجد می رفت شروع شد.

اما در ۵ سالگی که پیش دبستانی درس می خواند مربی ای داشت به نام‌ منصوره مظلومی که علیرضا را خیلی تشویق به خواندن قرآن کرد و تا مدت ها پیگیر بود وی می گفت: علیرضا استعداد خوبی در روخوانی قرآن دارد که از همین جا از او تشکر و قدردانی میکنم.

بعد که فهمیدم روخوانی خوبی دارد  در کلاس قرآن ثبت نام‌ کردیم چند وقتی که گذشت، مریم‌ السادات بحری که مربی کلاس قرآنش بود گفت:  علیرضا استعداد بسیار خوبی در حفظ آیات قرانی دارد و از آنجا بود که استارت کار در حفظ قرآن‌ زده شد و بعد از سوره های کوتاه شروع به حفط سوره مبارک بقره نمود.

چرا از این سن شروع کردید دلیل خاصی داشت؟ مثلا سنی که فرزند شما باسوادتر شود در دوره ابتدایی یا بالاتر 

من به این‌ آیه از قران‌ که می فرماید: حفظ قران در کودکی مثل حک‌ شدن در سنگ‌ است نه مثل جاری شدن در رود، خیلی ارادت و اعتقاد دارم.

سن‌ کودکی آغاز  پر شدن در مسیر کمال است، ذهن‌ آماده یادگیری است، بعد از مدتی که علیرضا را در این‌ مسیر تشویق می کردم ذوق و شوقش بیشتر می شد شاید این ذوق در سالهای بعد به این شدت نمی شد.

او در دنیای کودکانه خود به امام‌ زمان (عج) نامه نوشته بودکه آقا جان‌ من آرزو دارم حافط قران شوم کمکم‌ کن.

بازیگوشی کودکی و شنیدن سخنان دلسرد کننده هم طبیعی است و ما متوسل به این آیه از قرآن که می فرماید: به علیرضا یادآوری می کردم‌ و با توکل به خدا وکلامش مسیر را ادامه می دادیم.

 

روزهای آغازین این‌ پروسه طولانی بر ای شما سخت بود؟ چه سختی هایی داشت ؟

بله با قاطعیت می گویم‌ سخت بود از حوزه های مختلف، قبل از هر چیزی بازخورد بعضی از افراد که می گفتند: چرا بچه را خسته می کنی؟ خواسته خودت را به بچه تحمیل می کنی؟

من سعی می کردم‌ این‌ حرف ها به گوش پسرم‌ نرسد که باعث دلسردی او گردد و خودم‌ نیز بی حاشیه هدفم‌ را دنبال می کردم.

گاهی با خدای خودم‌ حرف می زدم، گاهی با خودم‌ حرف می زدم‌، آیا اشتباه کرده ام‌؟ بچه ام‌ خسته می شود، اذیت می‌شود؟ چه کنم‌؟ اما تصورش هم  برایم‌ سخت بودکه از این راه برگردیم، سه سال رفت و آمدم را با همه کم‌ کردم، حتی خانه مادرم هم‌ نمی رفتم، بعد از سه سال همه غافگیر شدند.

خودمان هم‌ غافلگیر شدیم‌. آن لحظه بود که یاری خداوند و ائمه اطهار را حس کردم و از ته دلم‌ گریه کردم، گریه ام‌ اشک شوق بود که لذت بخش ترین لحظه ها و خاطرات را برایم رقم زد.

یکی از آرزو های قلبی و یا به جرات بگویم‌ تنها آرزوی قلبی من این بود که پسرم‌ حافظ قرآن شود و می دانستم مسیر سختی در پیش دارم.

دومین سختی کار این بود که علیرضا خسته می شد و من باید او را بر می گرداندم تا دلسرد نشود بالاخره او بچه بود و این راه سختی های خودش را داشت.

زیارت امام‌ هشتم‌ هدیه دلنشین از طرف خانواده

یک‌ خاطره شیرین و یک خاطره  تلخ از روزهایی که کنار علیرضا بودید و وقت‌ می گذاشتید بگویید.

شیرین‌ ترین‌ خاطره روزی بود که با کمک برادر و خواهرم‌ تصمیم‌ گرفتیم‌ به مناسبت حفظ ۱۵ جزء قرآن، او را سورپرایز کنیم، بلیط قطار گرفتیم‌ و به سمت مشهد حرکت کردیم‌ در حرم‌ رضوی با خادمین‌ حرم صحبت کردیم و روحانی که آنجا برنامه اجرا می کرد با علیرضا مصاحبه کرد و جشن‌ کوچکی برایش تدارک دیدیم،  چون‌ علیرضا خودش خبر نداشت خیلی خوشحال و سورپرایز شد.

 

و خاطره تلخ هم زمانی که علیرضا ده جزء قرآن‌ را حفظ بود، در شهرستان‌ جهرم‌ مسابقه ای برای حافظان‌ قران‌ گذاشته بودند که شرکت کرد، خیلی عالی بود اما یک‌ نفر از علیرضا بزرگتر بود که او انتخاب شد.

چون‌ علیرضا کمی در تجوید ایراد کوچک داشت، خیلی ناراحت شد اما کمی بعد تلاشش را بیشتر کرد و عزمش راجزم‌ نمود برای موفقیت بیشتر و گفت: باید شکست را بپذیرم و بیشتر تلاش کنم.

نقش معنویات در زندگی

چه پیامی برای والدین دارید؟

ما به عنوان پدر و مادر برای فرزندانمان‌، حکم‌ باغبانی داریم‌ که منتظر ثمردادن درختانش است.

باید تلاش کنیم، زمینه را برای رشد و شکوفایی آنها فراهم‌ سازیم و صبور باشیم، موفقیت و سربلندی هر فرزندی آرزوی قلبی پدر و مادر است.

من به عنوان مادر در دوران بارداری ام همیشه قرآن‌ می خواندم‌، هر ماه قرآن را ختم می کردم، در دوران شیردهی همیشه با وضو شیر می دادم و اعتقاد قلبی و راسخ به موضوعی که گفتم دارم.

وقتی با این حس و حال می خوابیدم‌ خواب های خوب می دیدم. خواب می دیدم در امامزاده هستم یا در مساجد یا جاهای سرسبز و زیبا.

به یاد خدا بودن مادر در نطفه و جنین‌ تاثیرگذار است و این‌ موضوع نه تنها از نطر شرعی و دین،که از نظر علمی نیز اثبات شده است، فرزندان‌ ما هر چه در مسیر معنویات باشند کمتر آسیب می بینند.

آسیب های اجتماعی، روحی روانی جسمی و… قطعا از گناه کردن به دور می مانند معنویات و ریشه اعتقادات مذهبی، کاربرد فوق الاده ای در زندگی هر انسانی دارد.

پیامم به پدر و مادرها این است که حامی فرزندانشان باشند و برای آن ها وقت بگذارند و در هر زمینه ای که علاقه دارند آن ها را حمایت کنند.

چه درسی چه ورزشی چه مذهبی، در همه زمینه ها … بچه هایمان را به خودشان رها نکنیم.

قطعا خانواده ای سالم‌ با داشتن فرزندانی سالم‌ و صالح، نتیجه ی داشتن جامعه ای عاری از پلیدی و ناپاکی است.

جامعه ای عاری از بی سوادی و تاریکی و معضلات اجتماعی است.

ان شاالله همه بچه ها با حمایت پدر و مادران و خانواده موفق و موید باشند، ما هنوز اول راهیم‌ گام‌ اول را برداشته ایم‌ و قطعا از تجربیات افراد موفق در این زمینه که خدا را شکر کم‌ هم‌ نیستند استفاده خواهیم‌ کرد.

و حرف آخر

حرف آخرم‌ دعا برای سلامتی و تعجیل درظهور آقا امام‌ زمان‌ ( عج ) است،  بعد شادی، آرامش و خوشحالی برای همه بچه ها را آرزو می کنم که سهم واقعی اشان‌ درزندگی باشد و امیدوارم‌ که زیر سایه پروردگار، آقا امام‌ زمان‌ ( عج ) و پدر و مادرشان، سالم و موفق باشند و از مریدان و مخلصان واقعی امام‌ عصر باشند.

در همه زمینه و درسهایشان نیز موفق و موید باشند و همچنان به رهبر، نظام، میهن و کشورشان‌ وفادار بمانند.

طیبه خسروی

انتهای خبر /خ


رژیم لاغری سریع