احساسات مختلف


آیا احساسات زندگی شما را کنترل می کنند؟

تا حدی ، بله ، من معتقدم احساسات می توانند زندگی شما را کنترل کنند و برای بسیاری از افراد ، آنها زندگی خود را نیز اداره می کنند. احساسات از پیش تعیین شده هستند و ما را انسان می کنند. برخی از مردم فکر می کنند که شما می توانید به سادگی احساسات خود را نادیده بگیرید یا شاید بدتر ، سعی کنید تمام احساسات را از زندگی آنها حذف کنید!


مشکل این اعتقاد این است که مهم نیست چه کاری انجام می دهید ، مهم نیست چقدر سعی می کنید آن را سرکوب کنید. احساسی که دارید ، احساسات شما همیشه برنده خواهند شد. آنها درب ذهن شما را می زنند. هرچه بیشتر سعی می کردم او را نادیده بگیرم ، آنها بلندتر و بلندتر می شدند. بنابراین آنها بمباران را شدیدتر و سخت تر انجام می دهند. این اغلب جایی است که برخی افراد به ناچار این احساسات را سرکوب می کنند تا زمانی که منفجر شوند و به نوع شخصیت آنها بستگی دارد. هر شخص پاسخ متفاوتی می دهد ، و هیچ یک از آنها نمی تواند به صورت خصوصی مشاهده شود.

من نمی خواهم تحت الشعاع احساساتم قرار بگیرم. من می خواهم از آن استفاده کنم ، از آن لذت ببرم و آن را کنترل کنم. اسکار وایلد ، عکس دوریان گری



چندی پیش ، زنی بود که می دانست شوهرش به او خیانت می کند. او درباره بزرگان فرزندانش می دانست و سکوت می کرد. اما همچنین به دلیل ترس زیاد از دست دادن او. این امر بیشتر و بیشتر طول کشید. هرچه بیشتر روشن می شود که چرخه بی پایان خیانت هرگز پایان نمی یابد. بعد از یک سال کامل در راه ، دیگر نتوانست صدمه ببیند و رفت.


حالا چرا این اتفاق افتاده؟ به زبان ساده ، او تمام احساسات خود را پر کرد ، که بعداً تصمیم گرفت آنها را نادیده بگیرد. احساسات چیزی نیست که باید آن را نقطه ضعف یا منفی تلقی کرد. آنها برای هشدار در مورد نقض یک یا چند مورد از اعتقادات شما و قوانین زندگی شما هستند. این زن هرگز شوهرش را متقاعد نکرد که خیانت کرده است. اگر داشت ، واقعاً آن را پیدا می کرد. شوهر حداقل به او خیانت نمی کرد ، او کار دیگری را انجام می داد فقط برای تغذیه خانواده آنها.


اکنون واضح است که یک مشکل بزرگ در ارتباطات وجود دارد. در حقیقت ، هیچ ارتباطی وجود نداشت و این بخش بزرگی از آن بود. با این حال ، این چیزی نیست که بتوانم در طول این مقاله به آن بپردازم. نکته اینجاست که احساسات نمی توانند فقط نشانه های هشداردهنده باشند. مردم آن را در نتیجه درک شخصی از یک موقعیت خاص احساس خواهند کرد. اگرچه همه چیز کاملاً اشتباه تلقی می شود. این خانم غیبت همسرش را نقض قوانین خودش می داند ، زیرا او به او اهمیتی نمی دهد یا می خواهد با او باشد. سپس او داستانی را در ذهن خود مطرح کرد که چرا او با او وقت نمی گذارد. او به او نشان داد که هنوز علاقه دارد ، در حالی که به طرز باور نکردنی سوخته است.


در حال حاضر ، احساسات به عنوان یک ابزار واقعاً مفید برای افرادی هستند که سعی در بهبود زندگی ، تجارت و روابط خود دارند. بنابراین اجازه دهید نگاهی گذرا به 10 احساسی که به اعتقاد من مسئول استاندارد زندگی فرد هستند ، بیندازیم.

ده احساس

احساسات

درد و ناراحتی این غالباً بیش از حد احساسی نیست ، اما باعث می شود احساس ناراحتی کنید ، انگار چیزی کاملاً “درست” نیست


ترس – این اغلب یکی از مفیدترین موارد است زیرا می تواند زنگ خطری برای ما باشد. ترس و ترس کلماتی هستند که برای توصیف این احساسات استفاده می شوند


صدمه – این ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که شخصی به سادگی یکی از قوانین شما را که طبق آن زندگی می کنید نقض کند. این حتی با احساس از دست دادن ، که ممکن است ملموس یا نامحسوس باشد ، با اتکا به چیزهایی که باعث این احساسات می شود ، مرتبط است.


عصبانیت این احساسات با عصبانیت ، عصبانیت و پرخاشگری ، اغلب نمایان ترین احساساتی هستند که در ظاهر ظاهر می شوند و ممکن است ناگهان بسیاری از ما را از طریق اعمال شخص درگیر خود کند.


نا امیدی این اغلب احساسی است که کارآفرینان و کارآفرینان تجربه می کنند و ممکن است حتی متعهدترین افراد را در مسیر خود متوقف کند. این تغییر می کند تا در تلاش شما به عنوان احساسات نامطلوب خدمت کند که به زودی قادر خواهم بود توضیح دهم.


ناامیدی این احساسات اغلب به عنوان احساس تقریباً تمام شده ، در بهترین حالت کار نکردن ، یا احساس ناامیدی توصیف می شود.


گناه اگر می خواهید مانع رشد آن در ریشه های آن شوید ، اغلب این احساس است که باید سریع به آن عمل کنید. گاهی اوقات ممکن است این کار امکان پذیر نباشد زیرا مدت زیادی است که روشن است. اما اگر مردم آن را کنترل نکنند ، این احساسات مخرب دیگر می تواند باشد.


کافی نیست – این احساس که شما به اندازه شخص بعدی خوب نیستید ، نه باهوش هستید ، نه به اندازه قدرتمند و نه در حد هم سطح.


احساس خستگی/افسردگی گاهی اوقات افراد در شرایطی قرار می گیرند که خود را افسرده و در زندگی خود بیش از حد توصیف می کنند. همچنین می تواند پیش زمینه ای برای احساسات بعدی باشد.


تنهایی آخرین احساس تنهائی است. شما می خواهید دیوارها را ببندید ، هیچ کس آنجا نیست که به شما کمک کند یا از شما بخواهد. احساس تنهایی اغلب می تواند وحشتناک باشد. به ویژه از آنجایی که ما انسانها موجوداتی بسیار اجتماعی هستیم و به طور ذاتی دوست داریم هر از گاهی به یکدیگر متصل شویم و عشق بورزیم

چگونه از احساسات خود استفاده می کنید؟

بنابراین اکنون شما ده احساس را درک کرده اید. چگونه کسی قصد دارد آن را تغییر دهد تا به شما در ایجاد کیفیت بسیار بهتر زندگی و افزایش شادی شما کمک کند؟ دو راه برای انجام این کار وجود دارد. درک خود را از احساسات خود یا چیزهایی که در آن هستید تغییر دهید. به عنوان مثال ، اگر کسب و کار خود را اداره می کنید. و ناگهان ، تقاضا برای محصولات شما به شدت کاهش می یابد. شما احساس ترس ، ناراحتی ، عصبانیت و سرخوردگی را احساس خواهید کرد. شما بسته به منابع ، تجربیات گذشته و نوع شخصیت خود احساسات مختلفی را تجربه خواهید کرد.


بنابراین شما این احساسات را دارید ، اما به یاد داشته باشید که آنها در خدمت شما هستند. آنها به شما می گویند که شما فقط باید دیدگاه خود را تغییر داده و درک کنید. به غیر از این ، شما باید چیزهایی را که در آن هستید به سادگی تغییر دهید. در طول این حالت ، ابتدا درک از چیزها را تغییر می دهید و به جای آنکه کمبود ناگهانی تقاضا را یک چیز بد تلقی کنید ، آن را برعکس کرده و می گویید اکنون متوجه شده اید که تقاضا در حال تغییر است. بنابراین شما باید در مورد تغییر یا تغییر کالا یا شاید نحوه بازاریابی آن فکر کنید.



به این ترتیب ، آن را ورق می زنید و سود بیشتری نسبت به قبل به دست می آورید. توجه داشته باشید که پس از تغییر درک خود ، در واقع می توانید چیزهایی را که در آن هستید تغییر دهید. این ممکن است در هر شرایطی صادق نباشد ، بنابراین می خواهید مراقب احساسات خود باشید و چه عواملی باعث ایجاد این احساسات می شود مقالات علمی ، و سپس بر اساس آن تغییر را تغییر دهید و سطح زندگی خود را تغییر دهید.