Millennials ، Generation Z و سایر نسل ها جعلی هستند

Millennials ، Generation Z و سایر نسل ها جعلی هستند


می دانید وقتی کسی نامه سرگشاده ای می نویسد ، درام پژوهشی – یا حداقل آنچه که درام پژوهشی تلقی می شود – وجود دارد.

اوایل امسال ، آن شخص فیلیپ کوهن ، جامعه شناس در دانشگاه مریلند در کالج پارک بود. درخواست او: آن مرکز تحقیقاتی پیو ، “مخزن حقایق” غیر حزبی ، “کار درست را انجام دهد” و استفاده از برچسب های نسلی مانند ژنرال ز و بچه دار شدن در گزارش های خود حدود 170 محقق علوم اجتماعی نامه کوهن را امضا کردند و در آن استدلال کردند که این نامگذاری ها دلخواه و ضد تولید هستند.

پس از اینکه کوهن استدلال های خود را در A مطرح کرد واشنگتن پست کیم پارکر ، مدیر تحقیقات روندهای اجتماعی در مرکز پیو ، در پاسخ به این سوال ، “محدودیت های تجزیه و تحلیل نسلی” را تایید کرده و خاطرنشان کرد که “می تواند ابزار مفیدی برای درک روندهای جمعیت شناختی و تغییر نگرش های عمومی باشد. ” او اخیراً به من گفت که مرکز پیو در حال گذراندن یک “دوره تأمل” در مورد مزایای استفاده از برچسب های نسلی است ، که در طی آن بحث های داخلی در حال انجام است و از محققان خارجی ، از جمله کوهن ، دعوت می شود تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند.

کوهن استدلال نمی کند که وقتی به دنیا می آیید ، مسیر زندگی شما مهم نیست. 18 سالگی در شرایط اقتصادی و فرهنگی امروز ، تجربه ای بسیار متفاوت از هم سن بودن در 1990 یا 1960 است. دوره ای که فرد بزرگ می شود می تواند نحوه ، زمان و اینکه آیا خانواده خود را تشکیل می دهند ، چگونه خانه خود را دنبال کنند ، تحصیلات عالی را انجام دهند و به مسائل مالی برسند. ثبات. کوهن و پارکر در همه این موارد توافق دارند.

نامگذاری نسل ها برخی از حقایق اساسی را نشان می دهد که افراد متولد شده در دوره های مختلف زندگی معناداری متفاوت دارند. اما این برچسب ها نادرست و نادرست هستند – و دائماً در حال رشد هستند. آنها تجربیات ده ها میلیون نفر کاملاً متفاوت را تطبیق می دهند ، تفاوت های ظریف را در مکالمات حذف می کنند و مشترکاتی را که ممکن است هیچ چیز در آنها وجود نداشته باشد ، تلقی می کنند. حق با جامعه شناسان است: برچسب های نسلی احمقانه هستند.

اول از همه ، آنها اساساً تشکیل شده اند. بچه دار شدن این تنها گروه زنده ای است که با یک رویداد جمعیت شناختی واقعی – در این مورد ، رشد نوزاد پس از جنگ – شناسایی شده است. همانطور که کوهن در نامه سرگشاده خود اشاره می کند ، بقیه پارامترها و طول تصادفی دارند: نسل خاموش بیش از 18 سال قبل از پایان جنگ جهانی دوم متولد شد. Millennials طی یک دوره 16 ساله از سال 1981 تا 1996 وارد جهان شد. هیچ نهاد رسمی تا کنون این دسته ها را تأیید نکرده و منطق پشت آنها را تأیید نکرده است – آنها پس از تکرار مکرر در نهایت پذیرفته شدند.

به یک معنا ، نامگذاری نسل در چند دهه گذشته کمتر واقعی شده است. میانگین سنی که والدین آمریکایی ها در حال افزایش هستند در حال افزایش است ، به این معنی که نسل ها از نظر فنی طولانی تر می شوند – با این حال ، نسل X ، Millennials و Gen Z دوره های کوتاه تری نسبت به Baby Boomers و Silent Generation دارند. کوهن معتقد است ، اگرچه این ممکن است این احساس را نشان دهد که تغییرات اجتماعی و تکنولوژیکی سریعتر از گذشته در حال وقوع است ، اما توضیح دیگر این است که چون بازاریابان و منتقدان به سود و علاقه ای که با رتبه بندی یک نسل به دست می آورند توجه می کنند ، در تلاش هستند همچنین. اولین کسی که چنین کرد.

همچنین تعیین این نامها برای هر گروه جدیدی که مدعی نمایندگی آنها هستند به تدریج اهمیت کمتری پیدا کرد. طبق نظرسنجی اخیر YouGov از بزرگسالان آمریکایی به سفارش اقیانوس اطلس، 74 درصد از بچه های رونق دهنده خود را با علامت نسلی خود مرتبط می دانند و این سهم با هر نسل پی در پی کاهش می یابد: 53 درصد از نسل X ، 45 درصد از نسل هزاره ها و 39 درصد از نسل Z همین را می گویند.

اقیانوس اطلس | داده ها: YouGov

نسل خاموش ، متولد 1928 تا 1945 ، یک ناهنجاری بود و تنها 25 درصد از پاسخ دهندگان نظرسنجی خود را با نام تجاری خود مرتبط می دانستند. مردم ممکن است از پذیرش هویت “سکوت” اکراه داشته باشند. همانطور که لوئیس مناند در حذف اخیر برچسب های نسلی در اهل نیویورکو بی صدا این توصیف پوچ از ستارگان خاموش مانند گلوریا اشتاینم ، محمد علی ، نینا سیمون و مارتین لوتر کینگ جونیور است.

نظرسنجی های مرکز تحقیقات پیو بی ثباتی این دسته ها را منعکس می کند. در مجموعه ای تا حدودی عجیب از داده های نظرسنجی از سال 2015 ، 33 درصد از هزاره ها به عنوان نسل X معرفی شدند و 8 درصد نیز گفتند که آنها بچه های رونق بودند. پانزده درصد از ژنرال Xers گفتند که آنها به عنوان Boomers شناخته می شوند ، در حالی که 2 درصد از Boomers و 4 درصد از Silents فکر می کردند که آنها هزاره هستند. این که آیا این یافته ها نشان دهنده سردرگمی در مورد نحوه تعریف نسل ها یا مقاومت عمدی در برابر آن برچسب ها است ، واضح است که بسیاری از مردم با نسلی که در آن شناسایی شده اند همذات پنداری نمی کنند.

آنها ممکن است به سادگی در برابر کلیشه هایی که با نسل آنها مرتبط شده است مقاومت کنند. به محض اینکه کلمه ای (از طریق تحقیق یا روشهای دیگر) در مورد ویژگی یا عملکرد خاصی که مربوط به “نسل” می شود ، مانند نان تست آووکادو یا بدهی دانشجویی مطرح می شود ، توسط افرادی که آن را دوست ندارند پردازش می شود و به صورت بازتابی پردازش می شود. کوهن می نویسد ، نمی خواهد در آن. کلیشه یا روند گروه فرضی خود را تجسم می کند. به این ترتیب ، برچسب “به طور برگشت ناپذیری در گرداب معادلات فرهنگی سقوط می کند”.

بسیاری از این کلیات و کلیشه ها به عنوان علوفه در جنگ نسل ها به پایان می رسد. توهین بین جوانان ، پیران و میانسالان: بومرها دور از دسترس هستند. ژنرال X بی تفاوت است. هزاره ها خودشیفته هستند. دستگاه های زوم عاشق خوردن کپسول Tide هستند. درجه ای از خصومت بین نسلی اجتناب ناپذیر است – افراد مسن و جوان همیشه از یکدیگر ناراضی خواهند بود. اما دادن برچسب های آماده و ساده به مردم برای تسلیح کردن مخالفت آنها کمکی نمی کند و به نارضایتی و مکالمات غوطه ور کمک می کند و توضیحات کلیشه ای از مشکلات ساختاری ارائه می دهد.

به عنوان مثال ، هزاره ها نسبت به نسل های قبلی نرخ مالکیت خانه کمتری دارند ، نه به این دلیل که آنها دائماً از بزرگ شدن خودداری می کنند ، بلکه به این دلیل که مسکن بسیار گران شده است. به همین ترتیب ، مبارزات مالی نسل نسبت به ناتوانی آنها در مقاومت در برابر خرید تجملات کوچک روزمره مانند قهوه ، کمتر از شروع بزرگسالی در دوران تاریخی آشفتگی اقتصادی و افزایش هزینه های مراقبت و آموزش است.

حتی بدتر ، مشاوران و کارشناسان بازاریابی از اشتیاق این نوع روایت ها با چارچوب بندی منسجم نسل ها استفاده می کنند و خود را به عنوان مراجع در اقشار کل مردم به مشتریان معرفی می کنند. “کسی این احساس تفاوت را ایجاد می کند [between generations] بابی دافی ، نویسنده کتاب آینده ، به منظور ارائه راه حلی برای این تفاوت افسانه نسل: چرا وقتی متولد می شوید مهمتر از آن است که فکر می کنید، به من بگو. مفسران و تحلیلگران فرهنگی نیز هنگام اظهارنظرهای گسترده درباره شخصیت یک نسل خاص ، بیشتر مورد توجه قرار می گیرند.

حتی اگر نام نسلی جعلی باشد ، آنها از چیزی واقعی صحبت می کنند. آنها تا اندازه ای به فرهنگ پایبند هستند زیرا میانبر ساده ای برای صحبت درباره نیروهای پیچیده هستند. برچسب ها راهی برای شناسایی هستند [how] دان وودمن ، جامعه شناس در دانشگاه ملبورن که نسل ها را مطالعه می کند ، به من گفت: “ما بر اساس زمانه خود و درک تغییرات اجتماعی شکل گرفته ایم.

با این حال ، مشکل اختصار این است که هر مکالمه ای را به سمت تعمیم سوق می دهد ، خواه عادلانه باشد یا نه. بله ، نسل Z با اینترنت رشد کرد. نه ، همه آنها فکر نمی کنند که ستاره بودن در TikTok اوج موفقیت است.

دو نمودار پای با داده های نظرسنجی در مورد تعیین نسل
اقیانوس اطلس | داده ها: YouGov

به نظر می رسد مردم این تنش را درک کرده اند. 64 درصد از پاسخ دهندگان نظرسنجی YouGov کاملاً یا تا حدودی موافق بودند که افراد نسلهای مختلف دارای شخصیتها و ویژگیهای معناداری متفاوت هستند ، در حالی که تنها 10 درصد به شدت یا تا حدی مخالف هستند. (بیست و هفت درصد یا خنثی بودند و یا می گفتند که نمی دانند.) با این حال ، پاسخ دهندگان کمتر ارزش پوسترها را به عنوان راهی برای بحث در مورد این تفاوت ها می فروشند: 38 درصد فکر نمی کردند مفید باشد ، 36 درصد و 26 درصد گفتند که نمی دانند.

انواع دیگری از طبقه بندی هایی که در نوشته هایم در مورد آنها شنیده ام ممکن است درهم ریختگی را کاهش دهند ، اما مشکلات مشابهی را در پی داشته باشند: مراجعه به گروه ها در دهه ای که متولد شده اند ممکن است مکالمات را تا حدی دقیق تر کند ، اما قراردادها نیز دلخواه هستند و افرادی که در پایان ماه مه این مشترکات زیادی با افرادی دارد که در ابتدای دیگری متولد شده اند. استانداردسازی طول نسلها و اختصاص هر یک از آنها ، به عنوان مثال ، با یک حرف یونانی ، از همین مشکل رنج می برد. پارکر به من گفت که در گفتگوی اخیر با پیو ، یک دانشمند سیاسی از ایده تقسیم افراد به گروه های چهار ساله بر اساس اولین انتخابات ریاست جمهوری که در آنها واجد شرایط رای دادن بودند ، یاد کرد. اما به سختی می توان تصور کرد که بیست نسل جوان به مردم عادی ملحق شوند. و حتی اگر بر اساس طبقه بندی متفاوتی تصمیم بگیریم ، دافی به من می گوید که در تداوم کلیشه های غیرمولد شک دارد.

علاوه بر این ، اعتقاد بر این است که گفتار پر جنب و جوش نسل ها فقط طبیعی است. او گفت: “ما دوست داریم این داستان ها را در مورد اینکه چه کسی هستیم و چه نیستیم به خود بگوییم.” “مزاحمت در مورد نحوه انجام آن یک واکنش تکنوکراتیک به ویژگی و نیاز عمیق تر انسان است.” در هر صورت ، دافی معتقد است که نامگذاری کنونی بسیار خوب است که نمی توان آن را دستکاری کرد. او گفت: “آنها درست آنجا هستند و کار ما بهبود تجزیه و تحلیل است.”

سخت به نظر می رسد ، اما میل قابل درک است. کمی ناراحت کننده است که به سایر روش هایی که می توانیم انرژی فعلی را صرف بحث در مورد کلیشه ها کنیم یا اینکه کدام نسل دشوارتر بود اختصاص دهیم. دافی به ویژه متاسف است که تمرکز بر جنگ نسل ها از این واقعیت که جامعه بیش از گذشته تفکیک سن شده است ، منحرف می شود. ما آنقدر مشغول تجسم تفاوت های نمادین بین نسل ها هستیم که ضررهای واقعی بیگانگی از یکدیگر را از دست می دهیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *